مهدویت و آخرالزمان
مهدویت و آخرالزمان
نويسندگان
[ ۱۳٩٤/٦/۳۱ ] [ ٦:٤٢ ‎ب.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

به گزارش ـ مدافعان حرم ـ تصاویر «فضل جهاد عاشور» کودک زیبای لبنانی که لباس رزمندگان حزب الله را بر تن دارد و با شعار «لبیک یا زینب» برای دفاع از حرم اهل بیت(ع) آماده می شود، توجه بینندگان سایت‌های اینترنتی را به خود جلب کرده است.



[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ۸:٤۱ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

مصطفی و مجتبی بختی که از مشهد مقدس به صورت داوطلبانه برای دفاع از حرم مطهر حضرت زینب کبری(س) به سوریه رفته بودند در حین انجام وظیفه جهادی آسمانی شدند.

برای نخستین بار است که از یک خانواده دو برادر و در یک زمان در دفاع از حریم اهل بیت (ع) در سوریه به شهادت می‌رسند.

مصطفی و مجتبی بختی در گروهان تک تیرانداز پیاده خدمت می‌کردند.

فعالان شبکه‌های اجتماعی با اعلام شهادت این دو برادر اعلام کردند که هر دو برادر در کنار هم و درحالی‌که لبخند بر لبانشان بود پر کشیدند.

در ایام ماه مبارک رمضان نیز علی رغم خستگی عملیات هر دو سفره سحر و افطار را برای هم رزمان و مدافعان حرم آماده می‌کردند.

این دو برادر از خلق و خوی جبهه های جنگ تحمیلی؛ واکس زدن شبانه پوتین های همسنگرانشان را به ارث برده بودند.

با اینکه موعد مرخصی مصطفی و مجتبی رسیده بود به خاطر عملیات داوطلبانه در منطقه باقی ماندند و به مقابله با تروریست های تکفیری داعش پرداختند.

مجتبی رسیده بود به خاطر عملیات داوطلبانه در منطقه باقی ماندند و به مقابله با تروریست های تکفیری داعش پرداختند.



[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ۸:۳٧ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

http://www.shiaupload.ir/images/16826886310026669107.jpg

[ ۱۳٩٤/٦/۳٠ ] [ ۸:۱٢ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

مختصری از دلایل غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) shia muslim

مهدی (علیه السلام)درمیان مردم می‌باشد و زمانی که او ظهور کند، خیلی‌ها گویند که او را بارها پیش ازاین دیده‌اند ولی او رانشناخته‌اند.

 

به تدبیر خدای عالم، مهدی (علیه السلام)از چشمهای انسانیان به دور است؛ ولی در این عصر غیبت برشیعیانش و بر نیکوکاران دیگر ادیان لطف بی‌حساب دارد. او به کرات به شیعیان ودیگر انسانها یاری رسانده است و دراین عصر تا بحال صدها تن موفق به دیدارش شده‌اند. او دو غیبت دارد: اولی که مشهوربه غیبت صغری است و دیگری که غیبت کبری نام دارد. غیبت صغری ‌(حدود 69 سال) در قرنسوم هـ.ق. رخ داده است، که وی از طریق 4 نفر در این عصر با مردم ارتباط داشته استکه این افراد به نواب خاص شهرت دارند، و بعد از مرگ آخرین آنها، موعود برای مدت نامعلومی از چشم‌ها پنهان می‌شود و این غیبت تاکنون همچنان ادامه دارد.

مهدی (علیه السلام)درمیان مردم می‌باشد و زمانی که او ظهور کند، خیلی‌ها گویند که او را بارها پیش ازاین دیده‌اند ولی او رانشناخته‌اند. عده‌ای منکر غیبت امام شدند و اصل وجودی او را زیر سئوال بردند ولی یک استدلال کوتاه برای سئوال آنهاوجود دارد و آن اینکه: ندیدن چیزی باعث شک در وجود آن نیست و عقل سلیم، هیچ‌گاهنمی‌تواند وجود حقیقتی نامرئی، چون روح را تنها به دلیل ندیدن منکر شود.

فلسفه غیبت

تمام آنچه در اسلام بطور مسلم وجود دارد با عقل سلیم تطبیق می‌کند اما ممکن است در دین چیزهایی باشد که عقل در مورد آن ساکت باشد، ولی اگر با مسأله‌ای در شرع روبرو شدیم که عقل انسان و بینش محدود بشری نه قادر به اثبات آن باشد و نه بتواند آن را قطعاً رد کند، پس مجبور به پذیرش این حکم می‌شویم، زیرا که اولاً اصل تشریع بر پایه عقل استوار است و ثانیاً بینش انسان همواره محدود به زمان و مکان است و تنها ذات باری تعالی است که علمش را انتهایی نیست.

 این مقدمه از آن جهت ذکر شد که با تعمیم این استدلال در مساله غیبت، می‌توان این ادعا را کرد که این امر و امور مشابه به حکمت خداوندی وابسته است که نزد بشر تمامی ابعادش روشن نیست، و دلایلی چند بر غیبت مترتب است که به اختصار در ذیل ذکر خواهد شد. ولی نباید از نکته اصلی که همان نامشخص بودن حکمت غیبت برای بشر عادی است غافل شویم.

بیم از کشته شدن منجی

همانطور که خداوند موسی (علیه السلام)را در کاخ فرعون پرورش داد، در حالیکه فرعون از اصل و نسب و آینده این کودک بی‌خبر بود، و او را حفظ کرد. اراده‌اش بر این قرار گرفت که منجی هم از دست طاغوت‌ها و ظالمین به دور باشد و ذخیره الهی در زمین پاسداری شود که اگر این گونه نبود، حتما مانند پدران بزرگوارش بدست جباران به شهادت می‌رسید.

به گردن نداشتن بیعت جباران

این روشن است که او نباید با هیچ ظالمی تعهد و بیعتی داشته باشد و نباید از کسی تمکین کند جز خدا، تا پیروزی نهایی واقع شود. ولی اگر مانند بعضی از اجدادش مجبور به تقیه باشد (تقیه = تظاهر به اطاعت از جبار برای حفظ جان و دین الهی) هیچ گاه به این مهم دست پیدا نخواهد کرد و برای اینکه هیچ تمکین و تسلیمی از فردی (جز خدا) نداشته باشد مجبور به غیبت است.

خالص گردانیدن مردم و امتحان الهی

یکی از سنتهای الهی امتحان بشر است و یکی از راه های امتحان، غیبت حجت الهی است که این باعث می‌شود افرادی که عقاید محکمتر و ایمان راسختری دارند از این امتحان سربلند بیرون بیایند و چون غیبت طولانی شود کسانی که ایمان راسخ ندارند گرفتار تردید گردند و از دین خدا باز گردند و ملاک خوبی برای افراد مدعی (مؤمنان و کافران) به وجود آید.

منبع : سایت رشد به تصحیح حجت الاسلام و المسلمین جاودان

[ ۱۳٩٤/٦/٢۸ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

 

میلاد بزرگ پرچم دار عالم هستی صاحب عصر امام زمان (عج) بر شما منتظران برحق و عاشقان ولایت مبارکباد.                         

           

 

 

 

[ ۱۳٩٤/۳/۱۳ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

محبان مهدی (عج ) امام صادق(ع) طی روایتی به جزئیات علائم و مفاسدی که در آستانه انقلاب مهدی فراگیر جامعه بشری می گردد اشاره نموده اند که گویی این پیشگویی ها مربوط به همین قرن حاضر است:

http://www.faraghlit.com/wp-content/uploads/2013/03/mahdi-masih.jpg

1. آنگاه که دیدی حق مرده و اهل حق از میان رفتند.

2.و دیدی که           ستم همه جا را گرفته است.

3.و دیدی که           قرآن فرسوده شده و بدعتهایی از روی هوا و هوس در مفاهیم آن آمده است.

4.و دیدی که           دین بی محتوا شده، همانند ظرفی که آن را واژگون نمایند.

5.و دیدی که           اهل باطل بر اهل حق بزرگی جویند.

6.و دیدی که          شر آشکار است و از آن نهی نهی شود و هر که کار زشت انجام دهد معذورش دارند.

7.و دیدی که           فسق اشکار گردیده و مردان به مردان و زنان به زنان اکنفا کتتد.

8.و دیدی که           شخص مؤمن سکوت اختیار کند و سخنش را نپذیرند.

9.و دیدی که           شخص فاسق دروغ گوید و کسی دروغ و افترایش را بر او باز نگرداند.

10.و دیدی که            بچه کوچک مرد بزرگ را خوار شمارد.

11.و دیدی که            پیوند خویشاوندی بریده شد.

12.و دیدی که            هرکه را بکار بد بستایند خوشحال گردد و سخن گوینده را به خودش باز نگرداند.

13.و دیدی که            پسر بچه همان کند که زنان کنند.

14.و دیدی که            زنان با زنان تزویج کنند.

15.و دیدی که            مداحی و چاپلوسی فراوان شده.

16.و دیدی که            مرد مال خود را در غیر راه  خدا خرج کند و کسی از او جلوگیری نکند.

17.و دیدی که            چون شخص مؤمنی را ببینند، از کوشش و تلاش او به خدا پناه برند.

18.و دیدی که            همسایه، همسایه خود را اذیت کند و مانعی برای او در این کار نباشد.

19.و دیدی که            کافر خوشحال است از آنچه در مؤمن می بیند و شاد است از اینکه در روی زمین فساد و تباهی بیند.

20.و دیدی که            آشکارا شراب بنوشند و برای نوشیدنش گرد هم آیند.

21.و دیدی که            امر به معروف کننده خوار است.

22.و دیدی که            فاسق در آنچه خدا دوست ندارد نیرومند و ستوده است.

23.و دیدی که            اهل قرآن و هر آنکه آن را دوست دارد خوار استو

24.و دیدی که            راه خیر بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است.

25.و دیدی که            خانه کعبه تعطیل شده و دستور به ترک آن دهند.

26.و دیدی که            مرد به زبان گوید آن چه را عمل نکند.

27.و دیدی که            مردان خود را برای استفاده مردان فربه کنند، و زنان برای زنان.

28.و دیدی که            زندگی مرد از پس او اداره می شود و زندگی زن از فرج او.

29.و دیدی که            زنان مانند مردان برای خود انجمنها ترتیب دهند.

30.و دیدی که            در میان فرزندان عباس کارهای زنانگی آشکار شد... و دیدی که پولدار عزیزتر از مؤمن باشد و ربا آشکار شود و بر آن سرزنش نشود.

31.و دیدی که            زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری کند.

32.و دیدی که            بیشتر مردم و بهترین خانه ها آن ها باشند که به زنان در هرزگی کمک کنند.

33.و دیدی که            مؤمن به خاطر ایمانش غمناک و خوار گردد.

34.و دیدی که            بدعت و زنا آشکار گردد.

35.و دیدی که            مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.

36.و دیدی که            حلال تحریم شود و حرام مجاز.

37.و دیدی که            دستورات دینی طبق تمایلات اشخاص تفسیر گردد.

38.و دیدی که            مردم چنان در ارتکاب گناه جری شده اند که منتظر رسیدن شب نیستند.

39.و دیدی که            مؤمن نتواند کار بد را نکوهش کند جز با قلب.

40.و دیدی که            مال کلان در راه غضب الهی خرج شود.

41.و دیدی که            زمامداران به کافران نزدیک شوند و از نیکان دوری گزینند.

42.و دیدی که            والیان در داوری رشوه گیرند.

43.و دیدی که            پستهای حساس دولتی به مزایده گذارده شود.

44.و دیدی که            مردم با محارم خود نزدیکی کنند.

45.و دیدی که            به حرف تهمت و سوء ظن مردم را بکشند.

46.و دیدی که            مرد به خاطر آمیزش با زنان مورد سرزنش قرار گیرد.(همجنس بازی رواج می یابد)

47.و دیدی که            مرد از کسب زنش از هرزگی نان می خورد و آن را می داند و به آن تن در میدهد.

48.و دیدی که            زن بر مرد خود مسلط می شود و کاری را که مرد نمی خواهد انجام می دهد و به شوهر خود خرجی می دهد.

49.و دیدی که            مرد، زن و کنیزش را کرایه می دهد و به خوراک و پوشیدنی پستی تن در می دهد.

50.و دیدی که            سوگند های بناحق بنام خدا بسیار گردد.

51.و دیدی که            قمار آشکار گردد.

52.و دیدی که            شراب را بدون مانع علنا بفروشند.

53.و دیدی که            زنان مسلمان خود را در اختیار کافران می گذارند.

54.و دیدی که            لهو لعب آشکار گشت و کسی که از کنار آن عبور می کند از آن جلو گیری نکند.

55.و دیدی که            مردم شریف را خوار کند کسی که مردم از تسلطش ترس دارند.

56.و دیدی که            نزدیکترین مردم به فرمانروایان کسی است که به دشنام گویی ما خانواده ستایش شود.

57.و دیدی که            هر کس ما را دوست دارد دروغگویش دانند و شهادت او را نپذیرند.

58.و دیدی که            برسر گفتن حرف زور و ناحق مردم با یکدیگر رقابت کنند.

59.و دیدی که            شنیدن قرآن کریم بر مردم سنگین و گران آید و در عوض شنیدن سخنان با طل برای مردم آسان است.

60.و دیدی که            همسایه همسایه را گرامی می دارد از ترس زبانش.

61.و دیدی که            حدود خدا تعطیل شده و در آن طبق دلخواه خود عمل کنند.

62.و دیدی که            مساجد طلا کاری شده.

63.و دیدی که            راستگو ترین مردم پیش آنان ، مفتریان دروغگو می باشند.

64.و دیدی که            شر و سخن چینی آشکار گردد.

65.و دیدی که            ستمکاری شیوع یافته.

66.و دیدی که            غیبت را سخن نمکین می شمارند و مردم همدیگر را بدان مژده دهند.

67.و دیدی که            برای غیر خدا به حج و جهاد روند.

68.و دیدی که            سلطان به خاطر کافر مؤمن را خوار گرداند.

69.و دیدی که            خرابی و ویرانی بیش از عمران و آبادی است.

70.و دیدی که            زندگی مرد از کم فروشی اداره می شود.

71.و دیدی که            خونریزی را آسان می شمارند.

72.و دیدی که            مرد برای غرض دنیایی، ریاست می طلبد و خود را به بد زبانی مشهور می سازد تا از او بترسند و کارها به او واگذارند.

73.و دیدی که            نماز را سبک شمارند.

74.و دیدی که            مرد مال بسیار دارد ولی از وقتی که آن را پیدا کرده، زکات  آن رن نپرداخته است.

75.و دیدی که            قبر مردها را بشکافند و آنها را بیازارند و کفنهایشان را بفروشند.

76.و دیدی که            آشوب بسیار است.

77.و دیدی که            مرد روز خود را به نشئه بسر برد و شب را به مستی صبح کند و به وضعی که مردم درآنند اهمیت ندهد.

78.و دیدی که            با حیوانات عمل زشت انجام می دهند.

79.و دیدی که            حیوانات همدیگر را بدرند.

80.و دیدی که            مرد به مصلی رود ولی چون برمی گردد جامه به تن ندارد.

81.و دیدی که            دل مرد سخت و چشمانشان خشک و یاد خدا بر آنان سنگین آید.

82.و دیدی که            کسبهای حرام شیوع یافته و بر سر آن رقابت کنند.

83.و دیدی که            نماز خوان برای ریا و خود نمایی نماز می خواند.

84.و دیدی که            فقیه برای غیر دین فقه می آموزد و دنیا و ریاست طلب می کند.

85.و دیدی که            مردم دور کسی را گرفته اند که قدرت دارد.

86.و دیدی که            هر کسی روزی حلال می جوید مورد سرزنش قرار می گیرد و جوینده حرام مورد ستایش و تعظیم.

87.و دیدی که            در مکه و مدینه کارهایی می کنند که خداوند دوست ندارد و کسی هم نیست که مانع شود و هیچ کس آنها را از این اعمال زشت باز نمی دارد.

88.و دیدی که            آلت لهو و لعب در مکه و مدینه آشکار می گردد.

89.و دیدی که            اگر کسی سخن حق می گوید و امر به معروف و نهی از منکر می کند دیگران او را نصیحت کنند و بگویند: این کاربر تو لازم نیست.

90.و دیدی که            مردم به همدیگر نگاه می کنند و به مردم بدکار اقتدا نمایند.

91.و دیدی که            راه خیر به کلی خالی است و کسی از آن راه نمی رود.

92.و دیدی که            مرده را به مسخره می گیرند و کسی برای مرگ او غمگین نشود.

93.و دیدی که            هر سال بدعت و شرارت بیشتر می شود.

94.و دیدی که            مردم و انجمنها پیروی مگر از توانگران.

95.و دیدی که            به فقیر چیزی بدهند درحالیکه به او بخندند و برای غیر خدا به او ترحم نمایند.

96.و دیدی که            نشانه های آسمانی پدید آید ولی کسی از آن هراس نکند.

97.و دیدی که            مردم در حضور جمع همانند بهائم مرتکب عمل جنسی شوند و هیچ کس از ترس، کار زشت را انکار نکند.

98.و دیدی که            مردم در غیر اطاعت خدا زیاده خرج کنند ولی در مورد اطاعت خدا از کم هم دریغ کنند.

99.و دیدی که            بی احترامی به پدر و مادر آشکار گردد و مقام آنها را سبک شمارند و حال آنها در پیش فرزند از همه بدتر باشد.

100.و دیدی که          زنها بر حکومت غالب گشته و پستهای حساس را قبضه کنند و کاری پیش نرود جز آنچه طبق دلخواه آنان باشد.

101.و دیدی که          پسر به پدر خود افترا زند و به پدر و مادر خود نفرین کند و از مرگشان خوشحال گردد.

102.و دیدی که         اگر روزی بر مردی بگذرد و در آن روز گناهی بزرگ مرتکب نشده باشد مانند هرزگی  یا کم فروشی و یا انجام کار حرام یا میخوارگی ، آن روز گرفته و غمگین است و خیال می کند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بیخود تلف شده است.

103.و دیدی که        سلطان مداد غذایی را احتکار می کند.

104.و دیدی که       حق خویشاوندان پیامبر (خمس) بنا حق تقسیم شود و بدان قمار بازی کنند و میخوارگی نمایند.

105.و دیدی که       با شراب مداوا کنند و برای بیمار نسخه نمایند و بدان بهبودی جویند.

106.و دیدی که       مردم در مورد ترک امر به معروف و نهی از منکر بی عقیدگی بدان یکسان شوند.

107.و دیدی که       منافقان و اهل نفاق سر و صدایی دارند و اهل حق بی سر و صدا و خاموشند.

108. و دیدی که      برای اذان گفتن و نماز خواندن مزد بگیرند.

109.و دیدی که       مسجدها پر است از کسانیکه ترس از خدا ندارند و برای غیبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد آیند و در مساجد از شراب مست کننده توصیف کنند.

110.و دیدی که      شخص مست از خرد تهی گشته و بر مردم پیش نمازی کند و به مستی او ایراد نگیرند و چون مست گردد گرامیش دارند.

111. و دیدی که     هر که مال یتیمان بخورد به شایستگی او را بستایند.

112.و دیدی که       قضات به خلاف دستور خدا داوری کنند.

113.و دیدی که        زمامداران از روی طمع خیانتکاران را امین خود سازند.

114.و دیدی که         میراث حق را فرمانروایان بدست افراد بدکار و بی باک نسبت به خدا داده اند، از آنها حق حساب بگیرند و جلوی آنها را رها سازند تا هرچه خواهند انجام دهند.

115.و دیدی که        بر فراز منبر ها مردم را به پرهیزکاری دستور دهند ولی خود گوینده به دستورش عمل نکند.

116.و دیدی که        وقت نماز را سبک شمارند.

117.و دیدی که        صدقه به وساطت دیگران به اهل آن دهند و بخاطر رضای خدا ندهند، بلکه روی درخواست مردم و اصرار آنها بپردازند.

118.و دیدی که        تمام هم و غم  مردم شکم و عورتشان است و باکی ندارند که چه بخورند و با چه آمیزش کنند.

119.و دیدی که        دنیا به آنها روی آورده است.

120.و دیدی که         نشانه های حق مندرس گشته است.
در چنین موقعی مواظب خود باش و نجات خود را از خداوند بخواه.

منابع:
-روضه کافی ،”مرحوم کلینی"،حدیث 7

-بحار الانوار،"علامه مجلسی"،ج 52 ، صص 254-260.


به ازای هر کپی یک صلوات
[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ٩:٠۱ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

مام علی پسر ابو طالب(علیهما السّلام)، در بیان نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، فرمود:

... در سرزمین بابل ناخوشیها فرود می آیند...(19).

امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در بیان نشانه های قیام قائم(علیه السّلام)، فرمود:

... در بابل گرفتاری سختی روی می دهد؛ پس در آنجا آفریدگانِ

بسیاری نابود می شوند، و فرو برده شدنِ بسیاری خواهد بود...(20).

جُوَیْرِیَه عَبْدِی پسر مُسْهِر(21) نقل کرده است که امیر مؤمنان علی پسر ابو طالب(علیه السّلام) فرمود:

 با سرورم  علی(علیه السّلام) در نهروان بودیم و هنگامی که از کارزار

آسوده شدیم، ما [و](22) او در سرزمین بابل فرود آمدیم، در حالی که

نزدیک بود خورشید پنهان شود و وی نماز نگزارده بود. گفتم: ای سرورم،

چرا نماز نمی گزاری؟ فرمود: ای جویریه، این، سرزمینی می باشد که

دو بار گرفتار شده است، و چشم به راه سومین می باشد. پس، هنگامی

که گذشتیم، خورشید پنهان شد. دیدم سرورم بی گمان، میان دو لبش

با عربی یا سُرْیانی سخنی گفت و خورشید بازگشت. فرمود: ای جویریه،

اذان بگو. پس، اذان گفتم و نماز گزاردیم. هنگامی که نماز را به پایان بردیم،

ستارگان تودرتو (انبوه) شدند. گفتم: ای سرورم، بی گمان، دو بار را

یادآور شدی، پس، سومین بار کی خواهد بود؟ فرمود: ای جویریه، هر گاه

 در سرزمین بابل پُل ساخته شود و ستارۀ [دنباله دار](23) از مشرق

بدرخشد، در آن هنگام، بر روی پُلِ آنجا لشکرهایی کشته می شوند(24).

شایستۀ یادآوری است، بی گمان، بازگرداندن خورشید از رویدادهای بیرون از توان بشر و شگفت انگیزی بود که با فرمان خدای متعالی، برای برخی پیامبران و سفارش شدگان آنان(صلوات الله علیهم)، به ویژه امام علی(علیه السّلام)، روی داده است.

ابو جارود گفته است که شنیدم جویریه می گفت:

علی(علیه السّلام) ما را از کَرْبَلاء سوی فرات برد وچون به بابل رسیدیم، به

من فرمود: ای جویریه، این جایگاه چه نامیده می شود؟ گفتم: ای امیر مؤمنان،

اینجا بابل است. فرمود: آگاه باش، بی گمان، برای هیچ پیامبر و سفارش شدۀ

 پیامبری روا نیست در سرزمینی که دو بار گرفتار شده است، نماز گزارد. گفت:

 گفتم: ای امیر مؤمنان، اکنون عصر و بی گمان، نماز واجب شده است! فرمود:

تو را آگاه کردم که بی گمان، برای پیامبر و سفارش شدۀ پیامبریروا نیست در

سرزمینی که دو بار گرفتار شده است و چشم به راه سومین می باشد، نماز

بخواند. هر گاه ستارۀ درخشندۀ دنباله[دار](25) بدرخشد و پلِ بابل ساخته

 شود، بر سر آن سد هزار نفر کشته می شوند(26)، [به گونه ای که](27)

 اسبان تا پایانۀ سُمهایشان [در خون](28) فرو می روند(29).(30)

با توجّه به آنکه شهر حلّه، مرکز استان بابل، به شهر باستانی بابل نزدیک است، و میان بغداد، پایتخت، و نجف و کربلاء -دو شهر مقدّس- جای دارد، و شاخه ای از فرات از این شهر می گذرد، راهها و پلهای حلّه دارای جایگاهی راهبردی می باشند. بنا بر این، مراد امام علی(علیه السّلام) از پلِ بابل یکی از پلهای نوساز جای گرفته در این شهر است.

شایان یادآوری است، بی گمان، پس از درخشش ستاره ای دنباله دار از مشرق در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، نیروهای خزر و ترکی که با فرماندهی شروسی بر ایران یورش برده اند، سوی عراق می روند و بصره، واسِط و بغداد را می گیرند، و سپس در ماه شوّال همان سال، سوی کوفه می روند تا بر آنجا یورش برند. پس، در این هنگام، بر یکی از پلهای حلّۀ، میان این نیروهای خزر و ترک یورشگر و نیروهای کوفی پاسداری کنندۀ پیرو شیصبانی و دیگران درگیری بزرگی روی می دهد، و شمار بسیاری از دو گروه کشته می شوند، بی آنکه یکی بر دیگری پیروز شود، و در جوشش این درگیریهای سخت، سپاهیان سفیانی از دمشق می رسند و با آن دو گروه می جنگند و بر ایشان چیره می شوند و نابودشان می کنند

 

[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ۸:٥٠ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یکی از یاران او... انشا ا...
موضوعات وب
امکانات وب