مهدویت و آخرالزمان
مهدویت و آخرالزمان
نويسندگان

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجن زاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:

«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیّت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟

زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:

«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیّوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:

«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند. در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:

«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:

«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... . همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیّت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند. و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.»

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:

«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود. در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»

[ ۱۳٩٢/۳/۱٢ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]

احادیث شریف دلالت دارند که جنبش امام مهدى و انقلاب مقدس ، در شانزده ماه به فرجام مى رسد . ایشان در شش ماه نخست ، ترسان و امیدوار است و رخدادها را مخفیانه توسط یارانش رهبرى مى کند ، سپس دو ماه یا بیشتر در مکه خواهد بود ، آن گاه رو به مدینه مى آورد و مدت اندکى آن جا مى ماند ، بعد رو به عراق مى آورد ، سپس به شام و قدس مى رود .



اوج جنگ با دشمنانش ، هشت ماه است که پیروزى هاى چشمگیرى هم به دست مى آورد و جهان اسلام زیر حکومتش یکپارچه مى شوند ; سپس با یارى عیسى(علیه السلام) با غریبان صلح مى کند . نزدیک به شش ماه پیش از حرکت ظهورش دو حادثه رخ مى دهد که اشاره الهى به آنهاست :

اول : انقلاب در سرزمین هاى شام به رهبرى عثمان سفیانى ; در این باره یهود و غربیان مى پندارند که پیروزى مهمى براى کنترل منطقه مسلط بر فلسطین به دست رهبرى توانمند است که دوستدار و طرفدار یهود و غربیان مى باشد و مى تواند در برابر تهدیدات عرب و ایران در مورد قدس بایستد ; اما کسانى که از احادیث مربوط به سفیانى خبر دارند ، مى دانند که خروجش مقدمه ظهور مهدى موعود است ، و مى گویند که خدا و رسولش راست گفته است که : « سبحان ربنا إن کان وعد ربّنا لمفعولا » پس آماده یارى مهدى(علیه السلام) مى شوند .

دوم : خطابِ سروش آسمانى ، ملت هاى دنیاست و همگى آن را مى شنوند . هر قومى به زبان خود ، با صدایى رسا که از آسمان فرود مى آید ; صدایش از هر طرف شنیده مى شود ; هر خوابیده اى را بیدار مى کند و هر نشسته اى برمى خیزد . مردم از خانه هایشان بیرون مى آیند تا ببینند چه خبر است !

آن ندا ، مردم را فرا مى خواند که براى ستم و جنگ و خونریزى ، حد و مرزى قائل باشند ; و دستور مى دهد که از امام مهدى پیروى کنند . نام او و پدرش را مى بَرَد . در این هنگام تأویل فرمایش خدا محقق مى شود : « إن نشأ ننزل علیهم من السماء آیة فظلّت أعناقهم لها خاضعین » . بشر در برابر این نشانه الهى خاضع مى شود و سر تسلیم فرود مى آورد و مردم تمام جهان با هیجان مى پرسند : مهدى کیست و کجاست ؟! اما شیطان پیروانش را به حال خود رها نمى کند و مردم را در مورد معجزه ندا به شک مى اندازد و براى کشتن امام مهدى(علیه السلام) دست به فعالیت مى زند ; این در حالى است که مؤمنان این ندا را حق و درباره امام مهدى موعود مى دانند و ایمانشان افزایش مى یابد ، اینها براى یارى امام گرد مى آیند . در این هنگام است که زمان ظهور امام به تدریج آغاز مى شود ; امیر مؤمنان(علیه السلام) اینچنین توصیف مى کند :

« در زمان شک و شبهه ظهور مى کند ، تا همه چیز را روشن گرداند . پر آوازه مى شود و امرش آشکار مى گردد » . (بحار 53/3) یعنى امرش را براى مردم روشن و آشکار مى کند، یا مى خواهد مردم را آزمایش کند که آیا دعوتش را مى پذیرند ، تا این امر روشن شود .

امام صادق(علیه السلام) فرمود : قائم قیام نمى کند مگر پس از آن که دوازده مرد قیام کرده و همگى اتفاق نظر دارند که قائم را دیده اند اما آنان را تکذیب مى کنند ( نعمانى /277 ) .

به نظر مى رسد اینها ادعاى درستى دارند ، چون از تکذیب مردم تعجب مى کنند ، و دیدن آنها در آن بُرهه ، حساس است ( حدیث مى گوید : در زمان شک و شبهه ظهور مى کند تا امرش را آشکار نماید ) . در این مدت ، امام دولت یمنى ها و ایرانى ها را که مقدمه دولت مهدى است ، راهنمایى مى کند و در مناطق مختلف مسلمانان ، با یارانش ارتباط دارد .

در آن زمان ، مردم دنیا به حجاز چشم دوخته اند و به دنبال مهدى(علیه السلام) هستند ، چون مى دانند ایشان از اهالى مدینه است و حرکتش از مکه شروع مى شود . لشکر سفیانى بسیارى از بنى هاشم را در مدینه به امید آنکه مهدى(علیه السلام) میان آنهاب اشد ، دستگیر مى کند . به دنبال این رخدادها ملت هاى مسلمان را موجى فرا مى گیرد که از مهدى(علیه السلام) و کراماتش و نیز نداى جبرئیل در بردن نام مهدى(علیه السلام)سخن مى گویند ; این وضع زمینه مناسبى براى ظهورش فراهم مى کند اما فرصت خوبى هم براى دروغگویان و فریبکارانى است که مدعى مهدویت هستند و مردم را گمراه مى کنند .

در روایات آمده است که عده اى پیش از ظهور مهدى ادعاى مهدویت مى کنند و دوازده نفر از آل ابى طالب مردم را به سوى خود مى خوانند ; اما همگى پرچم هاى گمراهى و تلاش براى بهره بردارى از چشم براه بودن جهان براى ظهور مهدى(علیه السلام) است .

امام صادق فرمود : مبادا نام امام را ببرید ، چرا که به خدا ! او مدتى غایب مى شود و شما آزمایش مى شوید . حتى گفته مى شود که مهدى مرده یا هلاک شده ، یا به وادى رفته است . چشم مؤمنان بر او خواهد گریست و مانند کشتى پرتلاطم در امواج دریا ، به تلاطم و بیتابى گرفتار مى شوید ; اما فقط کسانى نجات مى یابند که خدا عهد و میثاقشان را پذیرفته و ایمان را در دلشان قرار داده و با فرشته خود آنان را یارى کرده است . دوازده پرچم مشابه برافراشته مى شود که قابل تشخیص از یکدیگر نیستند .

مفضل مى گوید : (وقتى این سخن را شنیدم) گریه کردم ، فرمود : اى ابوعبدالله ! چرا گریه مى کنى ؟! عرض کردم : چگونه گریه نکنم و حال آن که مى فرمایید دوازده پرچم که از همدیگر قابل تشخیص نیستند ، برافراشته مى شود در این صورت چه کنیم ؟ راوى مى گوید : امام به نور خورشید که داخل سایبان شده بود ، نگاه کرد و فرمود : اى ابوعبدالله ! نور خورشید را مى بینى ؟ عرض کردم : آرى ، فرمود : به خدا ! امر ما روشن تر از نور خورشید است .

[ ۱۳٩٢/۳/٩ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یکی از یاران او... انشا ا...
موضوعات وب
امکانات وب