مهدویت و آخرالزمان
مهدویت و آخرالزمان
نويسندگان

مام علی پسر ابو طالب(علیهما السّلام)، در بیان نشانه های ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، فرمود:

... در سرزمین بابل ناخوشیها فرود می آیند...(19).

امیر مؤمنان علی(علیه السّلام)، در بیان نشانه های قیام قائم(علیه السّلام)، فرمود:

... در بابل گرفتاری سختی روی می دهد؛ پس در آنجا آفریدگانِ

بسیاری نابود می شوند، و فرو برده شدنِ بسیاری خواهد بود...(20).

جُوَیْرِیَه عَبْدِی پسر مُسْهِر(21) نقل کرده است که امیر مؤمنان علی پسر ابو طالب(علیه السّلام) فرمود:

 با سرورم  علی(علیه السّلام) در نهروان بودیم و هنگامی که از کارزار

آسوده شدیم، ما [و](22) او در سرزمین بابل فرود آمدیم، در حالی که

نزدیک بود خورشید پنهان شود و وی نماز نگزارده بود. گفتم: ای سرورم،

چرا نماز نمی گزاری؟ فرمود: ای جویریه، این، سرزمینی می باشد که

دو بار گرفتار شده است، و چشم به راه سومین می باشد. پس، هنگامی

که گذشتیم، خورشید پنهان شد. دیدم سرورم بی گمان، میان دو لبش

با عربی یا سُرْیانی سخنی گفت و خورشید بازگشت. فرمود: ای جویریه،

اذان بگو. پس، اذان گفتم و نماز گزاردیم. هنگامی که نماز را به پایان بردیم،

ستارگان تودرتو (انبوه) شدند. گفتم: ای سرورم، بی گمان، دو بار را

یادآور شدی، پس، سومین بار کی خواهد بود؟ فرمود: ای جویریه، هر گاه

 در سرزمین بابل پُل ساخته شود و ستارۀ [دنباله دار](23) از مشرق

بدرخشد، در آن هنگام، بر روی پُلِ آنجا لشکرهایی کشته می شوند(24).

شایستۀ یادآوری است، بی گمان، بازگرداندن خورشید از رویدادهای بیرون از توان بشر و شگفت انگیزی بود که با فرمان خدای متعالی، برای برخی پیامبران و سفارش شدگان آنان(صلوات الله علیهم)، به ویژه امام علی(علیه السّلام)، روی داده است.

ابو جارود گفته است که شنیدم جویریه می گفت:

علی(علیه السّلام) ما را از کَرْبَلاء سوی فرات برد وچون به بابل رسیدیم، به

من فرمود: ای جویریه، این جایگاه چه نامیده می شود؟ گفتم: ای امیر مؤمنان،

اینجا بابل است. فرمود: آگاه باش، بی گمان، برای هیچ پیامبر و سفارش شدۀ

 پیامبری روا نیست در سرزمینی که دو بار گرفتار شده است، نماز گزارد. گفت:

 گفتم: ای امیر مؤمنان، اکنون عصر و بی گمان، نماز واجب شده است! فرمود:

تو را آگاه کردم که بی گمان، برای پیامبر و سفارش شدۀ پیامبریروا نیست در

سرزمینی که دو بار گرفتار شده است و چشم به راه سومین می باشد، نماز

بخواند. هر گاه ستارۀ درخشندۀ دنباله[دار](25) بدرخشد و پلِ بابل ساخته

 شود، بر سر آن سد هزار نفر کشته می شوند(26)، [به گونه ای که](27)

 اسبان تا پایانۀ سُمهایشان [در خون](28) فرو می روند(29).(30)

با توجّه به آنکه شهر حلّه، مرکز استان بابل، به شهر باستانی بابل نزدیک است، و میان بغداد، پایتخت، و نجف و کربلاء -دو شهر مقدّس- جای دارد، و شاخه ای از فرات از این شهر می گذرد، راهها و پلهای حلّه دارای جایگاهی راهبردی می باشند. بنا بر این، مراد امام علی(علیه السّلام) از پلِ بابل یکی از پلهای نوساز جای گرفته در این شهر است.

شایان یادآوری است، بی گمان، پس از درخشش ستاره ای دنباله دار از مشرق در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، نیروهای خزر و ترکی که با فرماندهی شروسی بر ایران یورش برده اند، سوی عراق می روند و بصره، واسِط و بغداد را می گیرند، و سپس در ماه شوّال همان سال، سوی کوفه می روند تا بر آنجا یورش برند. پس، در این هنگام، بر یکی از پلهای حلّۀ، میان این نیروهای خزر و ترک یورشگر و نیروهای کوفی پاسداری کنندۀ پیرو شیصبانی و دیگران درگیری بزرگی روی می دهد، و شمار بسیاری از دو گروه کشته می شوند، بی آنکه یکی بر دیگری پیروز شود، و در جوشش این درگیریهای سخت، سپاهیان سفیانی از دمشق می رسند و با آن دو گروه می جنگند و بر ایشان چیره می شوند و نابودشان می کنند

 

[ ۱۳٩۳/٦/۱٥ ] [ ۸:٥٠ ‎ق.ظ ] [ محمد صادق حلوانی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یکی از یاران او... انشا ا...
موضوعات وب
امکانات وب